پایگـــــاه مقاومـــــت بسیــــج حضرت علـــــی اصــــغر (ع) ابهر
*کار با خدا خستگی و دلسردی ندارد*
منوي اصلي
مطالب پيشين
موضوعـــــات سـايت
کارنامه عمليات ها
جنگ دفاع مقدس
نويسندگان
درباره ما

سلام این سایت توسط بسیجیان پایگاه مقاومت بسیج حضرت علی اصغر (ع) راه اندازی شده است. هدف از این سایت اطلاع رسانی از فعالیت های این پایگاه برای عموم می باشد. منتظر نظرات،انتقادات و پیشنهاد های شما عزیزان هستیم
جستجو

وصيـــت شهدا
وصيت شهدا
آرشيو مطالب
لوگوي همسنگر ها
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردي
پنج‌شنبه 05 تیر 1393 ساعت 04:46


.
شهید همت یادت هست که در وصیت نامه ات نوشتی...


مجالس روضه را ترک نکنید..


ولی وقتی هر پنجشنبه میریم جلسات هفتگی روضه...


بعضی ها به ما میگن شما افسرده هستید...


بعضی ها به ما میگن شما عقب افتاده اید از دنیا..!!


پنج‌شنبه 05 تیر 1393 ساعت 04:43

در طول هشت سال جنگ ایرانو عراق تقریبا 213250 نفر‫‏شهیدشدند.


در بدنانسانسالم تقریبا 5/5 نیم لیترخونوجود دارد...

مساحت کف دست انسان تقریبا 76 سانتی متر مربع است.

حال حساب کنید:

برای پس گرفتن هر وجب این خاک چقدرخونریخته شده ؟؟؟؟



جواب: برای هر وجب خاک ایران ، 51 قطره‫‏خونشهیدداده شده.


بماند که عده ای هم زخمی و جانباز شدند.

دل نوشت: اون زمان خونشونو دادن الانم دارن از دست ما خون دل میخورن.

و ما باز هم شرمنده ایم ...


پنج‌شنبه 05 تیر 1393 ساعت 04:43

در طول هشت سال جنگ ایران و عراق تقریبا 213250 نفر‫‏ شهید شدند.


در بدن  انسان سالم تقریبا 5/5 نیم لیتر خون وجود دارد...

مساحت کف دست انسان تقریبا 76 سانتی متر مربع است.

حال حساب کنید :

برای پس گرفتن هر وجب این خاک چقدر خون ریخته شده ؟؟؟؟



جواب: برای هر وجب خاک ایران ، 51 قطره ‫‏ خون شهید داده شده .

 


بماند که عده ای هم زخمی و جانباز شدند.

 

دل نوشت: اون زمان خونشونو دادن الانم دارن از دست ما خون دل میخورن.

 

و ما باز هم شرمنده ایم ...

 


پنج‌شنبه 05 تیر 1393 ساعت 04:42

عملیات مسلم ابن عقیل حاج بهزاد می گفت تا رمز عملیات رو گفتم دیدم ستون از هم باز شد.

دیدم قمقمه ها رو دارن خالی می کنن ،گفتم 15کیلومتر راهه چرا آب رو میریزید!

گفتند: مگه خودتون رمز عملیات رو نگفتی یا ابوالفضل العباس(علیه السلام) ما حیا می کنیم با

خودمون آب برداریم وبا رمز یا ابوالفضل العباس(علیه السلام) بریم عملیات!

حاج رحیم می گفت بچه های این عملیات رو شهداشون من خودم از منطقه مندلی آوردم ،

میگفت خدا می دونه بعضی هاشون می دیدم در قمقمه ها باز و آبی نبود و..........

رو پیراهناشون نوشته بودند

قربان لب تشنه ات ابوالفضل العباس

دل نوشت: آب هم شرمنده ی عباس شد...

پنج‌شنبه 05 تیر 1393 ساعت 04:42

عملیات مسلم ابن عقیل حاج بهزاد می گفت تا رمز عملیات رو گفتم دیدم ستون از هم باز شد.

دیدم قمقمه ها رو دارن خالی می کنن ،گفتم 15کیلومتر راهه چرا آب رو میریزید! 

گفتند: مگه خودتون رمز عملیات رو نگفتی یا ابوالفضل العباس(علیه السلام) ما حیا می کنیم با

خودمون آب برداریم وبا رمز یا ابوالفضل العباس(علیه السلام) بریم عملیات!

حاج رحیم می گفت بچه های این عملیات رو شهداشون من خودم از منطقه مندلی آوردم ،

میگفت خدا می دونه بعضی هاشون می دیدم در قمقمه ها باز و آبی نبود و..........

رو پیراهناشون نوشته بودند

قربان لب تشنه ات ابوالفضل العباس

 
 
دل نوشت: آب هم شرمنده ی عباس شد...
 
 

پنج‌شنبه 05 تیر 1393 ساعت 04:40

حرف اخرم:

به ایزد وقرآن مجید قسم.......

به حیدر وزهرای شهید قسم.....

تا زنده ایم پای ولایت فقیه می ایستیم.....تا زنده ایم پای امام خامنه ای می ایستیم.....

به کوری چشم دشمنان ایران وسالان ولایت فقیه امروز ما امام خامنه ای بیشتر

از همیشه محبوب تر هست .....

افسران - امام(ره) و حضرت آقا

سلامتی رهبر عزیزمان صلوات


پنج‌شنبه 05 تیر 1393 ساعت 04:40

حرف اخرم:

 

به ایزد وقرآن مجید قسم.......

 

به حیدر وزهرای شهید قسم.....

 

تا زنده ایم پای ولایت فقیه می ایستیم.....تا زنده ایم پای امام خامنه ای می ایستیم.....

 

به کوری چشم دشمنان ایران وسالان ولایت فقیه امروز ما امام خامنه ای بیشتر

 

از همیشه محبوب تر هست .....

افسران - امام(ره) و حضرت آقا

 

 سلامتی رهبر عزیزمان صلوات


پنج‌شنبه 05 تیر 1393 ساعت 04:38

چطور تونستیم ......چطور تونستیم

روبه روی مادر شهید بایستیم این کارا رو کنیم

.....چطور تونستیم .....

سکوت میکنم بقیه جملم رو از زبون
این مادر شهید میگم.....عشق بازی
رو از مادر شهید یاد میگرفتیم
افسران - گریه...

پنج‌شنبه 05 تیر 1393 ساعت 04:38

چطور تونستیم ......چطور تونستیم

روبه روی مادر شهید بایستیم این کارا رو کنیم

 

.....چطور تونستیم .....

 

سکوت میکنم بقیه جملم رو از زبون
 
این مادر شهید میگم.....عشق بازی
 
رو از مادر شهید یاد میگرفتیم
 
افسران - گریه...

پنج‌شنبه 05 تیر 1393 ساعت 04:21
شهدا ما چه کردیم

به پاس جانت...

جز سیلی به صورت مولا؟
جز گناه؟

جز نماز ترک شده؟
جز ترس از امر

به معروف؟
جز...جز...جز...میدانم

خسته ای از حرفایم ولی دعایم کن



صفحه قبل1...3435363738...46صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران